هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

40

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

خلاصه « زيد فى زماننا نعمات » ؛ زمان ترقى كرده ، دورهء ظهور « الوهيّت » را اقتضا كرده ، نمىدانم [ كه ] بعد از اين چه اقتضا نمايد دور كه : « ليس وراء عبّادان « 1 » قرية » ؛ راستى ، اگر « زمان » ترقّى نكرده باشد ، چرا « فرعون » با وجودى كه او را « سحره » بود ، و « أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ « 2 » » مىگفت ، تا « پيرمرد همسايه » زنده بود ، خجلت داشت دعوى « الوهيّت » نمايد ، و در اين دوره با آن‌كه هيچ ندارند [ و ] محتاج به فوت همسايگان نيست ؛ البته زمان كامل‌تر شده ، كه همسايگان را لقب مرحمت يكى حضرت مثال گردد و ديگرى مبلّغ رسالتش مىفرمايند ، و بعضى از همسايگان به قوت استصحاب وحى را نازل مىنمايند و « خادم اللّه » مىشوند . [ بيت ] هركه لوزينه شهوت نچشيده است ز پس * نيست در مجلس اين طايفه از پيشتران صدق ولى اللّه . از مطلب دور شديم . مطالعهء كتب « عرفا » نمودن ، مثل مطالعه مريض است كتب طبيّه را ، [ كه ] ثمرى براى غير « طبيب حاذق » ندارد . مريض چه داند سقمونيا « 3 » در حقّ او خوب است يا عسل ؛ چه‌بسا مشاهده شده [ كه ] دو مريض با آن‌كه مرض هردو از « خلط سودا » بوده ، يك دوا مناسب حال هردو نبوده [ است ] ، زيرا كه قراين و شواهد و حدس صائب مىخواهد كه تشخيص مرض بدهند ، و مىشود كه در حقّ او « شهد » و در حقّ تو « سم » ؛ در حق او « مدح » و در حقّ تو « ذم » . خلاصه ، كتابى در « اسلام » ، بلكه در عالم بزرگتر از « قرآن » نداريم ؛ با اين‌همه فرمود : « كتاب و عترت » ؛ كه اگر « عترت » نباشد ، « كتاب » هلاكت مىاندازند . « يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ « 4 » » . *

--> ( 1 ) . شهرستان آبادان امروزى . دربارهء عبادان و اين ضرب المثل ر . ك . تاريخ آبادان در روزگار اسلامى ، اثر نگارنده . مشهد : بنياد پژوهشهاى اسلامى ، 1377 . ( 2 ) . سورهء زخرف - آيه 51 . ( 3 ) . سمقونيا ، از واژه يونانى « اسكامونيا » ( Skammonia ) اخذ شده و در انگليسى Scamony و در فرانسوى Scammone ? e گفته مىشود و دارويى است گياهى و داراى عصاره‌اى بسيار تلخ و مسهل سفر است . ( 4 ) . چند عبارت شبيه به هم در : سورهء رعد - آيه 27 ؛ سورهء نحل - آيه 93 ؛ سورهء فاطر - آيه 8 ؛ سورهء مدثر - آيه 31 .